اصطلاحات جاهاو مکانها :
صلوات بره=میدان اصلی و مرکزی شیرکده بین کردمحله و شیخ محله
کَوِری شکار(شکار سنگ)=کوهی بین شیرکده و ویشان
گودلی=کوهی بین شیرکده و روستای برارود
دولتاوای=ییلاق شیخ نشین ها(شیخ محله ای ها)
سرکابند=ییلاق کرد نشین ها(کرد محله ای ها)
شیلار سرای=اسم ییلاقی بالاتر از ییلاق دولتاوای
سرکابند دو راه=سه راهی بین سرکابند و دولتاوای و شیلار سرای
محلَی ژیر=محله ی پایین
کاکو=نام ییلاق روستای برارود که روبروی بقعه ی شیرکده واقع شده است
مَلکارو=دره ای بین ییلاق سرکابند و دیوخانی
وُرزو=کوهی بین سرکابند و جنگل کل وش
کیفَ چالَه=صحراییست بسیار سرسبز در دل جنگل ۵کیلومتر بعد از وُرزو
اَلو دشت=صحراییست بعد از کیفَ چالَه
آسمان سرای=صحراییست
در عمق جنگل بعد از اَلو دشت که در آن به دلیل تراکم درختان بسیار بلند
فقط آسمان دیده می شود و به همین علت به این نام شناخته شده است
بقیه ادامه مطلب

توسابون چُرَه=صحراییست در بین جنگل های سرکابند و مسیر دگا
دگا=نام چشمه ای بسیار خنک است که در مرز بین شیرکده و سیدان رحمت آباد قرار دارد
شانرگسی=نام بقعه ای است که بین روستای طالکوه و گرده ویشه قرار دارد که روبروی محل شیرکده است
رزگا دره=نام دره ای بین صحرای کاکو و محل شیرکده که قبلا در آن سکونت داشته اند که در حال حاضر تمام ساکنین آن به شهرهای مجاور مهاجرت کردند
جوبُن گاه=مسیر بین ییلاق سرکابند و بالای کرد محله
لارو سرا=جنگل پشت محل شیرکده
مازو سرا=صحرایی در اطراف کرد محله
تازه آباد=علف زارهای بین روستای ویشان و شیرکده
داری گلور=درختی قدیمی بعد از سرکابند دو راه (که الان از آن اثری باقی نمانده است)
کانی محلَی شیخان=چشمه ی شیخ محله

اصطلاحات عامیانه:
سالی تَزه=سال نو
سالی کونه=سال کهنه
وَره وِرا=بیا اینجا
کُلِچارشنبه=چهارشنبه سوری
لاو یا گده=پسر
کَچِک=دختر
راکتیه= خوابیده
ساره=سرد
ایسال= امسال
ناهال=رودخانه-دره
آو=آب
خجرَی=مسیر آبی که از داخل جنگل بالای محله به داخل محل سرازیر می شود
مریشک=مرغ
دیک=خروس
گا=گاو
پز=گوسفند
بزِن=بز
ایرو=امروز
ایشَو=امشب
مالی وَه=خانه ی شما
مالی مَه=خانه ی ما
آلش=نوعی سبزی
خوراکی جنگلی که شبیه پیازچه یا کوار یا سیر است که در اوایل بهار در جنگل
های اطراف این روستا (شیرکده) می روید و تا پایان اردیبهشت ماه قابل
استفاده است
گرزنه=نوعی
سبزی که در بهار می روید و خاصیت درمانی زیادی دارد و دست زدن به آن به
دلیل تیغ های بسیار ریزی که دارد موجب خارش و سوزش شدید می شود و در قدیم
یکی از آلات تنبیه بچه ها به شمار میرفت!
گِرمه=آش
بادرغان=ساقه ی گیاه گلپر که در اوایل اردیبهشت در صحراه های کیفه چاله و الو دشت و توسابن چره یافت می شود
سس پیله=لوبیا سبز
دار=درخت
چاک=علف زار
زَوِه=زمین
کانه=چشمه
کوارک یا کوارِی=قارچ خوراکی صحرایی
دار موش=نوعی قارچ خوراکی که از درخت های افتاده ی جنگل بعد از یک هفته بارش می روید
توجه توجه:اینم از منبع متن اصلاحات که اصلاح شد بعضیها ببینند
روش کلیک کنید
::برچسب ها:
متن از محمد زارع shirkade.blogfa.com