در آن ده قدیمی که مرا هست سرزمین مادری آنجا که آکنده از باغ و شالی بگذشت بر من ایّام شادی پیرمردیست خوشنام از تبار کار و تلاش بی منت و بی ریا کار میکند روز را تا انتها سیگاری همیشه بر لب داسی همیشه بر دست قوزش از دور پیداست زورش کمتراز گذشته هاست نان میخورد از بازوی خویش مزد نمی گیرد هیچ از پیش نه او، کسی را آزرد نه او را،کسی دل آید که بیازارد نزدیک وادی خفتگان هست خانه اش خانه اش چاردیواری ست بی نقش و نگار نه به زمستان سپری برای سرما نه تابستان، از او دور کند گرما با اندک مزد دم غروب دلش خوش از روزی که نیامده خاطرش جمع تزویر و تشویش از زندگیش دور آنچه هست، که هست آنچه نیست در خیالش هم نیست همه ی اهل ده با او دوست با هرکه بیند و نشیند، یک روست نانش حلال است و پاک البسه اش چروکیده گهی آغشته به خاک از هیاهو دور است و آرام حظّش بیش از حریصان ناکام با اندوه باید نوشت گرهی او را در خود سرشت او آویز دامان تخدیر است بخشی از زندگیش گیر این تشویش است با همه این تفاسیر او را دل خوش است با چندرغاز یارانه سرخوش است
یک زن کرد کرمانج برای اولین بار عضو سازمان فضانوردی
آمریکا شد. زینب کوربان اهل کردستان ترکیه است. وی در 9 سالگی به انگلستان
رفته و به گفته خودش همیشه آرزو می کرد روزی فضانورد شود و حال زمینه تحقق
آرزویش فراهم شده است.
زینب
کوربان در مصاحبه ای ضمن اشاره به توانمندی زنان کرمانج می گوید: به زبان
مادری ام افتخار می کنم و برای مقابله با سیاست های ضد کردی ترکیه باید
جامعه جهانی را آگاه کرد. زینب کوربان کردی را خیلی سلیس و روان می نویسد،
می خواند و صحبت می کند. وی استاد برجسته دانشگاه آکسفورد انگلستان نیز
است.
کُرمانجنام گروه بزرگی ازکردهااست که به گویشکرمانجیسخن میگویند. کرمانجها
درکردستان ترکیهدر خاور و جنوب خاوری
ترکیه، در ایران درآذربایجان غربیو شمالخراسانساکن هستند.
کرمانجها ازایلهای کرد ایرانبوده و در نواحی مختلف
ایران پراکنده هستند از جمله در نواحیای ازبلوچستانو سیستان و در ناحیهٔ دماوند (تهران) به
ویژهدر روستاهایسربندان،جابانوسرخدهوشهرستان رودباربه ویژهعمارلووخورگامساکن هستند.
من نويسنده و مدير اين سايت کمال تشکر رو از شما بازديد کنندگان عزيز را دارم اميدوارم که تونسته باشم رضايت شما عزيزان رو براورده کنم . از همه شما عزيزان بابت نظرات گرمتون ممنون
بازم منتظر نظرات گرمتون هستم